متن درس علوم و فنون ادبی (3) دوازدهم رشته انسانی و معارف
درس 5: اختیارات شاعری (1): زبانی
تاکنون آموختیم که وزن و آهنگِ شعر در دو مصراع، آنچنان هماهنگی دارند که گوشِ آشنا به وزن شعر، از شنیدن آن، موسیقی هموار و گوشنوازی را درک میکند.
دو مصراع یک بیت، از دیدِ ضرب آهنگ و چینشِ نشانههای هجایی باید بسیار منظّم و دقیق با یکدیگر همآوایی و همخوانی داشته باشند.
هماهنگی موسیقایی مصراعها، بیانگرِ نظام و انسجام بافتِ آهنگین و همگونی چینش نشانههای آوایی است. گاهی تناسب آوایی، یکسانی و همنوایی مصراعها، دستخوشِ ناهمگونیها و ناهماهنگیهایی میشود. شاعران برای اینکه این ناهماهنگی را به همواری، تبدیل کنند و از ناهمواریهای ایجاد شده در سخن بِرَهَند، از قابلیتهایی بهره میبرند که به آن «اختیارات شاعری» میگویند. این اختیارات به دو نوع «زبانی» و «وزنی» تقسیم میشوند.
اختیارات زبانی
اختیاراتی که شاعر با نحوهٔ بیان و شیوهٔ تلفّظ خود اعمال میکند. این اختیارات بر دو نوع است:
1- حذف همزه
اگر پیش از همزهٔ آغاز هجا، صامتی بیاید (همزه، بین یک صامت و یک مصوّت قرارگیرد) میتوان آن را حذف کرد.
بیت زیر را میخوانیم:
سعدی نظر از رویت کوته نکند هرگز
ور روی بگردانی، در دامنت آویزد
سعدی
| پایههای آوایی | سَع دی نَ | ظَ رَز رو یَت | کو تَه نَ | کُ نَد هَر گِز |
| وَر رو ی | بِ گَر دا نی | دَر دا مَ | نَ تا وی زَد | |
| وزن | مفعولُ | مفاعیلن | مفعولُ | مفاعیلن |
با خوانش درست بیت و تعیین پایههای آوایی، میبینیم که وزن این بیت، همسانِ دولخَتی است.
اکنون همین بیت را با قراردادن نشانههای هجایی میسنجیم تا به این اختیار شاعری بیشتر پیببریم:
| سَع دی نَ - - U |
ظَ رَز رو یَت U - - - |
کو تَه نَ - - U |
کُ نَد هَر گِز U - - - |
| وَر رو ی - - U |
بِ گَر دا نی U - - - |
دَر دا مَ - - U |
نَ تا وی زَد U - - - |
| مفعولُ | مفاعیلن | مفعولُ | مفاعیلن |
با توجه به پایههای آوایی بیت و مقایسهٔ هجاهای دو مصراع، پی میبریم که شاعر در هجای پنجم مصراع اوّل و دوازدهم مصراع دوم از اختیار زبانیِ حذف همزه استفاده کرده است. اگر بیت را بدون حذف همزه میخواندیم، بیشک، وزن اصلی بیت، حاصل نمیشد.
2- تغییر کمیّت مصوّتها
شاعر در مواردی خاص مختار است که به ضرورت وزن شعر، مصوّت کوتاه را بلند یا مصوّت بلند را کوتاه تلفّظ کند:
الف) بلند تلفّظ کردن مصوّتهای کوتاه
گاهی شاعر بنا به ضرورت، کسرهٔ اضافه، «و» (ضمّهٔ) عطف یا ربط و نیز مصوّتهای کوتاه پایان کلمه را بلند بهحساب میآورد:
به نمونهٔ زیر توجّه کنید:
نسیم صبح را گفتم که با او جانبی داری
کز آن جانب که او باشد، صبا عنبرفشان آید
سعدی
| نَـ سی مِ صُب U - $\not\underline{U}$- |
ح را گُف تَم U - - - |
کِ با او جا U - - - |
نِ بی دا ری U - - - |
| کَ زان جا نِب U - - - |
کِ او با شَد U - - - |
صَ با عَن بَر U - - - |
فِ شا نا یَد U - - - |
| مفاعیلن | مفاعیلن | مفاعیلن | مفاعیلن |
شاعر در هجای سوم مصراع اوّل این بیت، کسرهٔ اضافهٔ پایانِ واژه را بلند تلفّظ کرده است تا با هجای معادلش در مصراع بعد، همسان گردد و وزن بیت «مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن» بهدست آید.
اکنون بیتی دیگر:
به صد جان ارَزد آن رغبت که جانان
نخواهم گوید و خواهد به صد جان
نظامی
| بِ صَد جا نَر U - - - |
زَ دان رغ بَت U - - - |
کِ جا نان U - - |
| نَ خا هَم گو U - - - |
یَ دُ خا هَد U $\not\underline{U}$ - - |
بِ صَد جان U - - |
| مفاعیلن | مفاعیلن | مفاعی |
شاعر در هجای ششم مصراع دوم، برای همسانی هجاها و رسیدن به آهنگ و وزن مناسبِ بیت، به ضرورت، «و» ربط را به صورت کشیده تلفّظ کرده است تا هجای بلند به شمار آید.
به بیت زیر توجّه کنید:
همه کارم ز خودکامی به بدنامی کشید آخر
نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفلها
حافظ
| هَـ مِـ کا رَم U $\not\underline{U}$ - - |
زِ خُد کا می U - - - |
بِ بَد نا می U - - - |
کِ شی دا خر U - - - |
| نَ هان کی ما U - - - |
نَ دان را زی U - - - |
کَ زو سا زَن U - - - |
د مَح فِل ها U - - - |
| مفاعیلن | مفاعیلن | مفاعیلن | مفاعیلن |
شاعر در هجای دوم مصراع اوّل بیت بالا، مصوّت کوتاه پایان کلمه را بلند تلفّظ کرده است.
در مثال زیر، شاعر /-ُ/ در واژهٔ «تو» را به ضرورت وزن شعر، بلند در نظر گرفته است تا ناهمواری در آهنگ و وزن شعر پدیدار نگردد.
تو کجایی تا شوم من چاکرت
چارقت دوزم کنم شانه سرت
مولوی
| تُ کُ جا یی $\not\underline{U}$ U - - |
تا شَ وَم مَن - U - - |
چا کِ رَت - U - |
| چا رُ قَت دو - U - - |
زَم کُ نَم شا - U - - |
نِ سَ رَت $\not\underline{U}$ U - |
| فاعلاتن | فاعلاتن | فاعلن |
همچنین در هجای نهم مصراع دوم مصوت کوتاه / -ِ / را نیز بلند در نظر گرفته است، این مورد از اختیارات زبانی شاعر است تا از دو نوع تلفّظ، آن را که برای آهنگ شعرش مناسبتر است، در نظر بگیرد.
- شاعران به ندرت مصوّت کوتاه /-َ/ را بلند در نظر گرفتهاند:
نه سبو پیدا در این حالت، نه آب
خوش ببین و اللهُ اعلم باِلصّواب
مولوی
| نَـ سَـ بو پیـ $\not\underline{U}$ U - - |
دا دَ رین حا - U - - |
لَت نَ آب - U - |
| خُش بِ بین وَل - U - - |
لا هُ اَع لَم - U - - |
بِص صَ واب - U - |
| فاعلاتن | فاعلاتن | فاعلن |
ب) کوتاه تلفّظ کردن مصوّتهای بلند
در کلماتی که به مصوت بلند / و/ و /ی/ ختم میشوند، اگر بعد از آن مصوتها، مصوّتی بیاید، شاعر اختیار دارد که مصوّتهای بلند / و/ و / ی/ را کوتاه تلفّظ کند. ضمناً میان دو مصوّت، صامت «ی» قرار میگیرد که آن را «ی» میانجی مینامند.
در دام فتاده آهویی چند
محکم شده دست و پای در بند
نظامی
| در دا م ف - - U U |
تا دِ آ هو - U - $\not\underline{U}$ |
لَیی چَند - - |
| مُح کَم شُ دِ - - U U |
دَس تُ پا ی - U - U |
دَر بَند - - |
| مستفعلُ | فاعلاتُ | فع لن |
هجای هشتم مصراع اوّل بیت، بلند و هجای معادلش در مصراع دوم کوتاه است. هجای کوتاه مصراع دوم را نمیتوان بلند تلفّظ کرد؛ امّا هجای بلند مصراع اوّل را کوتاه تلفّظ میکنیم تا با معادل خود در مصراع بعد همسان گردد.
همچنین در مثال زیر، مصوّت بلند/ و/ در واژهٔ «ابرو» که به ضرورت وزن، کوتاه تلفّظ میشود:
پیش کمان ابرویش لابه همی کنم؛ ولی
گوش کشیده است از آن گوش به من نمیکند
حافظ
| پی ش کَ ما - U U - |
نِ اَب رو یَش U - $\not\underline{U}$ - |
لا بِ هَ می - U U - |
کُ نَم وَ لی U - U - |
| گو ش کِ شی - U U - |
دِ اَس تَ زان U - U - |
گو ش بِ من - U U - |
نِـ می کُـ نَد U - U - |
| مفتعلن | مفاعلن | مفتعلن | مفاعلن |
توجّه (1)
مصوّت بلند /و/ در کلمات تکهجایی بو، رو، جو، مو و... هیچگاه کوتاه نمیشود؛ امّا در کلمهٔ «سو» در صورت اضافه شدن به کلمهای دیگر، ممکن است کوتاه شود:
پس سوی کاری فرستاد آن دگر
تا از این دیگر شود او با خبر
مولوی
| پَس سو یِ کا - $\not\bar{U}$ $\not\underline{U}$ - |
ری فِ رِس تا - U - - |
دان دِ گَر - U - |
| تا اَ زین دی - U - - |
گَر شَ وَد او - - U - |
با خَ بَر - U - |
| فاعلاتُن | فاعلاتُن | فاعلن |
توجّه (2)
مصوِت بلند/ (ی)/ در کلماتی مانند: بیا، گیاه، عامیانه، زیاد، سیاست، بیاموز، قیامت و واژههایی از این قبیل بیاید، همواره کوتاه است:
بیا تا قدر یکدیگر بدانیم
که تا ناگه ز یکدیگر نمانیم
مولوی
| بِ یا تا قَد U - - - |
رِ یِک دی گَر U - - - |
بِ دا نیم U - - |
| کِ تا نا گَه U - - - |
زِ یِک دی گَر U - - - |
نَ ما نیم U - - |
| مفاعیلن | مفاعیلن | مفاعی |
خود ارزیابی (صفحهٔ 54 تا 56 کتاب درسی)
1- مصوّت بلند «ی» در چه صورت همیشه کوتاه و مصوّت بلند «و» در چه صورت همیشه بلند تلفظ میشود؟
اگر مصوِت بلند «ی» در میان کلمات ساده یا کلمهٔ با پسوند یا پیشوند یا ضمیر متّصل، مانند: «بیا، گیاه، عامیانه، زیاد، سیاست، بیاموز، قیامت» و واژههایی از این قبیل بیاید، همواره کوتاه است./ مصوب بلند «و» در کلمات تک هجایی همیشه بلند است مانند: مو، رو، جو و… جز کلمهٔ «سو» هنگام اضافه شدن مانند سوی.
2- تقطیع مثالهای زیر، به صورتی که بین کمانک تقطیع شده است، با کدام اختیارات شاعری مطابقت دارد؟
| جادویی (- U -) |
ساقی ما (- U U -) |
آهوی دشت (- U - - U) |
| درخت دوستی (U - - - U -) |
سوی من (U U -) |
بهانه (U - -) |
| تو گفتی (- - -) |
شب و روز (U - - U) |
جادویی (- U -)، تغییر کمیّت مصوّتها - کوتاه تلفّظ کردن مصوّتهای بلند
ساقی ما (- U U -)، تغییر کمیّت مصوّتها - کوتاه تلفّظ کردن مصوّتهای بلند
آهوی دشت (- U U -)، تغییر کمیّت مصوّتها - کوتاه تلفّظ کردن مصوّتهای بلند
درخت دوستی (U - - - U -)، تغییر کمیّت مصوّتها - بلند تلفّظ کردن مصوّتهای کوتاه
سوی من (U U -)، تغییر کمیّت مصوّتها - کوتاه تلفّظ کردن مصوّتهای بلند
بهانه (U - -)، تغییر کمیّت مصوّتها - بلند تلفّظ کردن مصوّتهای کوتاه
تو گفتی (- - -)، تغییر کمیّت مصوّتها - بلند تلفّظ کردن مصوّتهای کوتاه
شب و روز (U - - U)، تغییر کمیّت مصوّتها - بلند تلفّظ کردن مصوّتهای کوتاه
3- پس از تقطیع هجایی ابیات زیر، اختیارات شاعری زبانی به کاررفته در هر کدام را مشخص کنید.
الف)
گفت: ای پسر این نه جای بازی است
بشتاب که جای چارهسازی است
نظامی
| گف تی پِ سَ - - U U |
رین نَ جا یِ - U - - |
با زیست - - |
| بش تا ب کِ - - U U |
جا یِ چا رِ - U - U |
سا زیست - - |
| مستفعلُ | فاعلاتُ | فع لن |
حذف همزه در هجای دوم مصرع اول و هجای پنجم مصرع اول و هجای پایانی هر دو مصرع
ب)
فریاد که در رهگذر آدم خاکی
بس دانه فشاندند و بسی دام تنیدند
فروغی بسطامی
| فریا د کِ - - U U |
در ره گُ ذَ - - U U |
رِ آ دَ م U - U U - |
خاکی - - |
| بس دا نِ فِ - - U U |
شان دن دُ ب - - U U |
سی دا م تَ - - U U |
نیـ دند - - |
| مستفعلُ | مستفعلُ | مستفعلُ | مستف |
در هجای نهم مصرع اول: تغییر کمیّت مصوّتها - بلند تلفّظ کردن مصوّتهای کوتاه
پ)
بر همه اهل جهان سیّد و سرور علی است
در رهِ دین خدا، هادی و رهبر علی است
قدسی مشهدی
| بر هَ مِ اه - U U - |
لِ جَ هان U U - - |
سی یِ دُ سر - U U - |
ور عَ لیست - U - |
| در رَ ه دی | نِ خُ دا | ها د یُ ره | بر عَ لیست |
| - U U - | U U - - | - U U - | - U - |
| مفتعلن | فاعلن | مفتعلن | فاعلن |
در هجای پنجم مصرع اول: تغییر کمیّت مصوّتها - بلند تلفّظ کردن مصوّتهای کوتاه
ت)
ز دو دیده خون فشانم ز غمت شب جدایی
چه کنم که هست اینها گل باغ آشنایی
عراقی
| زِ دُ دی د ∪ ∪ - ∪ |
خون فِ شا نم - U - - |
زِ غَ مت شَ U - U U |
بِ جُ دا یی U U - - - |
| چه کُ نم کِ U - U U |
هس ت این ها - U - - |
گُ لِ با غِ U - U U |
آ ش نا یی - U - - |
| فعلاتُ | فاعلاتن | فعلاتُ | فاعلاتن |
در هجای سیزدهم مصرع اول: تغییر کمیّت مصوّتها - بلند تلفّظ کردن مصوّت کوتاه
ث)
تفرّج کنان در هوا و هوس
گذشتیم بر خاک بسیار کس
سعدی
| تَ فر رُج U - - |
کُ نان در U - - |
هَ وا و U - U - |
هَ وس U - |
| گُ ذش تی U - - |
م بر خا U - - |
کِ بس یا U - - |
ر کس U - |
| فعولن | فعولن | فعولن | فعل |
در هجای نهم مصرع اول: تغییر کمیّت مصوّتها - بلند تلفّظ کردن مصوّت کوتاه
ج)
من نمیگویم زیان کن یا به فکر سود باش
ای ز فرصت بیخبر در هر چه هستی، زود باش
بیدل
| من نِ می گو - U - - |
یم ز یان کن - U - - |
یا بِ فک رِ - U - U - |
سو د باش - U - |
| ای ز فر صت - U - - |
بی خَ بر در - U - - |
هر چِ هس تی - U - - |
زو د باش - U - |
| فاعلاتن | فاعلاتن | فاعلاتن | فاعلن |
در هجای دوازدهم مصرع اول: تغییر کمیّت مصوّتها - بلند تلفّظ کردن مصوّتهای کوتاه
چ)
بیچارگی ورا چو دیدند
در چاره گری زبان کشیدند
نظامی
| بی چا ر گی - - U - U |
یِ وُ را چُ U U - - - |
دی دند - - |
| در چا رِ گَ - - U U |
ری زَ بان ک - U - U |
شی دند - - |
| مستفعلُ | فاعلاتُ | فع لن |
در هجای پنجم مصرع اول: تغییر کمیّت مصوّتها - بلند تلفّظ کردن مصوّتهای کوتاه
در هجای چهارم مصرع اول؛ تغییر کمیّت مصوّت - کوتاه تلفّظ کردن مصوّت بلند
ح)
خَلَد گر به پا خاری آسان برآید
چه سازم به خاری که در دل نشیند؟
طبیب اصفهانی
| خَ لد گر U - - |
بِ پا خا U - - |
رِی یا سان - - - U |
بَ را یَد U - - |
| چِ سا زم U - - |
بِ خا ری U - - |
کِ در دل U - - |
نِ شی ند U - - |
| فعولن | فعولن | فعولن | فعولن |
در هجای هفتم مصرع اول؛ تغییر کمیّت مصوّت - کوتاه تلفّظ کردن مصوّت بلند
خ)
همه برگ بودن همی ساختی
به تدبیر رفتن نپرداختی
سعدی
| هَ مِ بر U U - - |
گِ بو دن U - - |
هَ می سا - - - U |
خ تی U - |
| بِ تد بی U - - |
رِ رف تن U - - |
نَ پر دا U - - |
خ تی U - |
| فعولن | فعولن | فعولن | فعل |
در هجای دوم مصرع اول: تغییر کمیّت مصوّتها - بلند تلفّظ کردن مصوّت کوتاه
د)
آمد سوی کعبه سینه پرجوش
چون کعبه نهاد حلقه در گوش
نظامی
| آ مد سو یِ - - - U U |
کع بِ سی نِ - U - - |
پر جوش - - |
| چُن کع بِ نَ - - U U |
ها د حل قِ - U - U |
در گوش - - |
| مستفعلُ | مستفعلُ | فع لن |
در هجای سوم مصرع اول: تغییر کمیّت مصوّتها - کوتاه تلفّظ کردن مصوّت بلند
ذ)
سوی چاره گشتم ز بیچارگی
ندادم بدو سر به یکبارگی
فردوسی
| سو یِ چا - U - U - - |
رِ گش تم U - - |
زِ بی چا U - - |
رِ گی U - |
| نَ دا دم U - - |
بِ دو دل U - - |
بِ یک با U - - |
رِ گی U - |
| فعولن | فعولن | فعولن | فعل |
در هجای دوم مصرع اول: تغییر کمیّت مصوّتها - بلند تلفّظ کردن مصوّت کوتاه
در هجای اول مصرع اول (سو) یک هجای بلند میباشد که در صورت اضافه شدن کوتاه تلفظ میشود.
ر)
نکوهش مکن چرخ نیلوفری را
برون کن ز سر باد و خیره سری را
ناصرخسرو
| نِ کو هش U - - |
مَ کن چر U - - |
خِ نی لو U - - |
فَ ری را U - - |
| بُ رون کن U - - |
زِ سر با U - - |
دُ خی رِ U - U - |
سَ ری را U - - |
| فعولن | فعولن | فعولن | فعولن |
در هجای نهم مصرع دوم: تغییر کمیّت مصوّتها - بلند تلفّظ کردن مصوّت کوتاه